أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

319

آثار الباقيه ( فارسى )

بيرون خواهد آمد و در انجيل علاماتى كه مردم را از خروج او انذار مىكند ذكر شده و در كتب نصرانيها دجال را به يويانى انطخريوس « 1 » گويند چنان كه مارثاذورس اسقف مصيصه در تفسير انجيل ذكر كرده و اصحاب سيره روايت نموده‌اند كه چون عمر بن خطاب وارد شام شد يهود دمشق او را ملاقات كردند و گفتند كه سلام بر تو اى فاروق ، تويى كه رفيق و مصاحب ايلياء هستى به خدا سوگند ياد مىكنيم كه نخواهى برگشت تا آنكه شام را بگشايى و در اين هنگام عمر از ايشان پرسيد كه دجال كيست گفتند كه او از سبط بنيامين است و شما عربها به خداوند قسم كه در چند ذراع به باب لد مانده او را خواهيد كشت . ظهور ابن ابى زكرياى طمامى در آغاز ماه رمضان سال سيصد و نوزده ابن ذكرياى طمّامى « 2 » ظهور كرد و او غلامى فاجر و فاسق بود و مردم را بپرستش خود دعوت مىكرد عده‌اى نيز او را پيروى كردند و چنين سنت گذاشت كه شكم مردگان را بشكافند و پر از شراب كنند و هركس كه آتش را با دست خود خاموش كند دست او را ببرند و هركه با دميدن آتش را خاموش نمايد زبانش را ببرند و گفت با كودكان فسق رواست به شرط آنكه افراط در ايلاج نكنند و هركس كه ادخال كامل كند سزايش اين است كه چهل ذراع او را به روى خاك كشند و اگر طفلى از اين كار ابا كرد و سر تسليم فرونياورد بايد او را در دكان قصابى ذبح كرد و به پيروان خود امر نمود كه آتش بپرستند و آتش را گرامى دارند و پيغمبران گذشته را لعنت نمود بدين سبب كه ايشان را مردمى حيله‌گر و گمراه مىدانست و سنن ديگرى آورد كه من در كتاب مبيضه و و قرامطه بطور كمال شرح داده‌ام و او با اصحاب خود هشتاد روز مكث كردند تا آنكه خداوند يكى از پيروان ظاهرى اين شخص را بر او مسلط نموده او را كشت و دامى را كه اين گروه گسترده بودند بدست اين مرد برچيده شد .

--> ( 1 ) - Antichriste ( 2 ) - طمام شهرى است نزديك حضر موت و داراى كوه بلنديست ( ياقوت ) .